سیستم

سیستم فوتبال (به انگلیسی: Football Formation) به تاکتیک‌هایی که سرمربی برای بازی تیم در نظر می‌گیرد و بازیکنان مطابق این تاکتیک‌ها در زمین چیده می‌شوند، می‌گویند که به‌نوعی همان ساختار تیم است. دروازه‌بان یک پست ثابت‌است و در سیستم جایی ندارد و ده بازیکن دیگر در این سیستم در زمین چیده می‌شوند. از جملهٔ این سیستم‌ها می‌توان به ۲–۴–۴، ۱–۱–۴–۴، ۱–۵–۴، ۳–۳–۴ و ۲–۳–۵ اشاره‌نمود. سیستم ۲–۴–۴ یکی از رایج‌ترین سیستم‌های فوتبال است که در انگلستان بسیار کاربرد دارد و از ۴ مدافع، ۴ هافبک و ۲ مهاجم تشکیل شده‌است. سیستم ۱–۱–۴–۴ چنان چه از نامش پیداست، گیج‌کننده نیست.





در این سیستم، چهار مدافع و چهار هافبک بازی می‌کنند و مهاجم دوم پشت مهاجم اصلی قراردارد. سیستم ۱–۵–۴ را به‌طور سنتی تیم‌های اروپایی در لیگ‌های برتر خودشان به‌کار می‌گیرند. این سیستم از چهار مدافع، پنج هافبک و یک مهاجم تشکیل شده‌است. سیستم ۳–۳–۴ یک سیستم کاملاً هجومی است. این سیستم از چهار مدافع، سه هافبک و سه مهاجم تشکیل می‌شود و علاوه بر حمله‌کردن با سه مهاجم، خط هافبکی قوی و نیرومند را دارا می‌باشد. سیستم ۲–۳–۵ نیز تاچند سال پیش به یک سیستم محبوب تبدیل‌شده و به‌خوبی امکان جابه‌جایی مهاجمان و مدافعان را فراهم می‌کند. این سیستم همان‌طور که از نامش پیداست، از پنج مدافع، سه هافبک و دو مهاجم تشکیل شده‌است.







جام جهانی فوتبال

جام جهانی فیفا (که همچنین با نام جام جهانی فوتبال و یا بطور خلاصه، با نام جام جهانی شناخته می‌شود)، مسابقات حرفه‌ای فوتبال است که در ردهٔ مردان و بین اعضای فدراسیون بین‌المللی فوتبال(فیفا) برگزار می‌شود. این مسابقات از سال ۱۹۳۰ بطور مرتب و هر ۴ سال یکبار برگزار می‌شود و تنها در سال‌های ۱۹۴۲ و ۱۹۴۶ و به علت جنگ جهانی دوم برگزار نشده‌است. قهرمان فعلی این مسابقات، کشور آلمان است که در مسابقات سال ۲۰۱۴ قهرمان شد، که در بازی فینال با یک گل و شکست آرژانتین قهرمان شد.

در حال حاضر، مسابقات در طی نزدیک به یک ماه و با حضور ۳۲ تیم برگزار می‌شود که به این مرحله از مسابقات، معمولاً مرحلهٔ نهایی جام جهانی گفته می‌شود. تیم‌ها برای ورود به مرحله نهایی جام، در طی ۳ سال قبل از آغاز آن، تلاش کرده و در نهایت به همراه کشور (های) میزبان در این مسابقات حضور پیدا می‌کنند.

تاکنون ۲۰ جام جهانی برگزار شده‌است و تنها ۸ کشور موفق به فتح این مسابقات شدند که کشور برزیل با ۵ قهرمانی، پرافتخارترین تیم این رقابت هاست. همچنین برزیلی‌ها تنها تیم در دنیا هستند که در تمام ۲۰ دورهٔ رقابت‌ها حضور داشتند. ایتالیا و آلمان با چهار قهرمانی، دومین تیم‌های پرافتخار دنیا هستند، اوروگوئه و آرژانتین با ۲ قهرمانی و کشورهای انگلستان، فرانسه و اسپانیا ۶ کشور دیگری هستند که تجربهٔ کسب عنوان قهرمانی را دارند.

جام جهانی، پربیننده ترین رویداد ورزشی است طوریکه بازی فینال جام جهانی سال ۲۰۰۶ را که در کشور آلمان برگزار شد، ۷۱۵٫۱ میلیون نفر در سرتاسر دنیا به صورت زنده تماشا کردند.

میزبان ۲ دوره بعدی جام جهانی نیز انتخاب شده است که کشورهای روسیه و قطر به ترتیب در سالهای ۲۰۱۸ و ۲۰۲۲ میزبان رقابت‌ها خواهند بود.






تاریخچه
مسابقات بین‌المللی قبلی

در سال ۱۸۷۲، نخستین مسابقه بین‌المللی فوتبال بین دو کشورانگلیس و اسکاتلند در گلاسگو انجام شد که با نتیجه مساوی بدون گل به پایان رسید. نخستین جام برگزار شده نیز در سال ۱۸۸۴ و با نام مسابقات قهرمانی بریتانیا برگزار شد.

در قرن ۲۰ میلادی، فوتبال رو به رشد رفت و در بازی‌های المپیک تابستانی ۱۹۰۰، فوتبال بدون داشتن مدال و به عنوان یکی از ورزش‌های تیمی، برگزار شد. در سال ۱۹۰۴ بود که فیفا در سوئیس تأسیس شد. مسؤولین وقت فیفا تلاش می‌کردند تا جدا از فوتبالی که در مسابقات المپیک برگزار می‌شود، مسابقات دیگری برگزار کنند اما چون اوایل ظهور این رشته ورزشی بود، فیفا توفیقی کسب نکرد و شکست خورده بود.

در المپیک سال ۱۹۰۸ بود که فوتبال برای نخستین بار، به عنوان یک ورزش رسمی در المپیک مورد استفاده قرار گرفت و فیفا مسئولیت برگزاری آن را به عهده داشت. البته در آن زمان تنها تیم ملی انگلیس یک تیم حرفه‌ای بود و سایر تیم‌ها دارای بازیکنان آماتور بودند که به همین دلیل در طی ۲ دوره بعدی المپیک، انگلیس مدال طلا را کسب کرد.

در سال ۱۹۰۹ و در کنار مسابقات المپیک که برای تیم‌های آماتور برگزار می‌شد، سر توماس لیپتون، جام توماس لیپتون را در شهر تورین برگزار کرد. البته در این رقابت‌ها، تیم‌های ملی شرکت نداشتند بلکه از هر کشور، یک تیم باشگاهی و به عنوان نماینده در این مسابقات حضور پیدا می‌کرد. زمانی جام توماس لیپتون به عنوان نخستین دوره رقابت‌های جام جهانی شناخته می‌شد. در این رقابت‌ها، موفق ترین تیم‌های ایتالیا، آلمان و سوئیس حضور داشتند اما مسئولین فوتبال انگلیس، حاضر نشدند تا یک تیم حرفه‌ای به این مسابقات بفرستند که لیپتون از باشگاه «آکلند غربی» به نمایندگی از انگلیس، برای شرکت در این رقابت‌ها دعوت کرد که در نهایت همین تیم هم قهرمان شد.

در سال ۱۹۱۴، فیفا مسابقات فوتبال المپیک را با عنوان جام جهانی فوتبال برای افراد آماتور به رسمیت شناخت و مسئولیت برگزاری این رقابت‌ها را پذیرفت. این حرکت فیفا در سال ۱۹۲۰، منجر به برگزاری نسختین جام بین قاره‌ای فوتبال شد که در آن یک کشور غیر اروپایی نیز شرکت کرد. مصر به همراه ۱۳ تیم اروپایی دیگر در این رقابت‌ها شرکت کرد که در نهایت مسابقات با قهرمانی تیم ملی بلژیک به پایان رسید. ۲ دوره بعدی رقابت‌ها نیز در سال‌های ۱۹۲۴ و ۱۹۲۸ با قهرمانی تیم ملی اروگوئه به پایان رسید.






نخستین دوره رقابت‌ها

با توجه به موفقیت در برگزاری مسابقات المپیک، فیفا و رئیس وقت آن زمانش؛ ژول ریمه؛ مجدداً تلاش خود را برای برگزاری یک جام رسمی بین‌المللی آغاز کردند تا بتوانند مسابقات مربوط به خود را برگزار کنند. در می سال ۱۹۲۸ بود که فیفا در شهر آمستردام تصمیمش را برای برگزاری مسابقات رسمی خود، اعلام کرد. آنها کشور اروگوئه را که در ۲ دوره قبلی جام جهانی و در آستانهٔ جشن ۱۰۰ سالگی استقلالش بود، به عنوان میزبان رقابت‌ها، انتخاب کردند.

کمیته‌ای برای دعوت تیم‌های ملی برای حضور در این رقابت‌ها تشکیل شد اما انتخاب اروگوئه به عنوان میزبان رقابت‌ها، به منزلهٔ افزایش هزینه‌ها و سخت شدن آمدن تیم‌ها به رقابت‌ها بود که همین مسأله باعث شد که تا قبل از ۲ ماه مانده به آغاز رقابت‌ها، هیچ تیم اروپایی، اعلام آمادگی نکرده باشد. هر چند در نهایت بلژیک، فرانسه، رومانی و یوگوسلاوی از اروپا در این رقابت‌ها حضور پیدا کردند. ۷ تیم از آمریکای جنوبی، ۲ تیم از آمریکای شمالی به همراه ۴ تیم اروپایی، ۱۳ تیم حاضر در نخستین دوره رقابت‌های جام جهانی فوتبال بودند.

دو بازی اول در تاریخ رقابت‌های جام جهانی، در ۱۳ ژوئیه ۱۹۳۰ برگزار شد. جاییکه فرانسه موفق شد با نتیجه ۴-۱ تیم مکزیک را شکست دهد و آمریکا نیز با ۳ گل تیم بلژیک را شکست داد. لوسین لورنت فرانسوی، زننده نخستین گل تاریخ رقابت‌های جام جهانی شد.

در بازی فینال نیز اروگوئه میزبان توانست در حضور ۹۳ هزار تماشاگر، با نتیجه ۴-۲ آرژانتین را شکست داده و به عنوان نخستین قهرمان جام جهانی فوتبال شناخته شود. جامی که با نام جام ژول ریمه نیز از آن یاد می‌شود.






جام‌های جهانی قبل از جنگ جهانی

پس از برگزار شدن نخستین دوره رقابت‌های جام جهانی، بازی‌های المپیک سال ۱۹۳۲ در لوس آنجلس برگزار شد که در انجا فوتبال محبوبیت بسیار کمی داشت و به جای آن، فوتبال آمریکایی بسیار محبوب شده بود. به همین دلیل بود که مسؤولین فیفا و المپیک، تصمیم گرفتند مسابقات فوتبال را در آن دوره از رقابت‌ها برگزار نکنند. فوتبال دوباره در المپیک سال ۱۹۳۶ جزو یکی از رشته‌ها شد اما بیشتر از گذشته تحت شعاع جام جهانی فوتبال قرار گرفته بود.

مسابقات سال ۱۹۳۴، در کشور ایتالیا برگزار شد. جاییکه برای اولین بار مسابقات دارای مرحله گروهی شدند. ۱۶ تیم در این دوره حضور داشتند که تا سال ۱۹۸۲، این تعداد تغییری نکرد. اروگوئه‌ای‌ها که از بازیهای ضعیف تیم‌های اروپایی در دورهٔ گذشته ناامید شده بودند، این مسابقات را تحریم کردند. بولیوی و پاراگوئه نیز بدلیل مسائل مالی، در این مسابقات حضور پیدا نکردند تا برزیل و آرژانتین بدون برگزاری هیچ بازی مقدماتی، در مسابقات حضور پیدا کنند. مصر نیز در این دوره، به عنوان نخستین تیم آفریقایی حضور پیدا کرد. ایتالیایی‌ها نیز خود توانستند در این دوره از رقابت‌ها قهرمان شوند و تبدیل به نخستین تیم اروپایی شوند که قهرمان جام جهانی می‌شود.

دوره بعدی رقابت‌ها نیز مجدداً در اروپا برگزار شد که موجب اعتراض کشورهای امریکایی شد و اروگوئه و آرژانتین مسابقات را تحریم کردند. همچنین برای نخستین بار اعلام شد که تیم‌های میزبان و قهرمان دوره قبل رقابت‌ها، بدون نیاز به برگزاری مسابقات مقدماتی، می‌توانند در این رقابت‌ها حضور یابند. بدین ترتیب کشور ایتالیا به عنوان قهرمان دوره قبل و فرانسه به عنوان میزبان، بطور مستقیم به جام جهانی صعود کردند. همچنین اتریش با وجود اینکه توانست به جام جهانی صعود کند، نتوانست در مسابقات شرکت کند چراکه عضوی از آلمان شده بود. به انگلیس پیشنهاد داده شد تا در این مسابقات حضور پیدا کنند اما آنها نپذیرفتند تا مسابقات با ۱۵ تیم برگزار شود. فرانسوی‌ها که میزبان بودند، تبدیل به نخستین میزبانی شدند که موفق به کسب جام نشد. تیم ملی ایتالیا در نهایت موفق شد تا برای دومین بار پیاپی، قهرمان این رقابت‌ها شود. ارنست ویلیمووسکی لهستانی نیز تبدیل به نخستین بازیکن شد که در یک بازی جام جهانی، موفق به زدن ۴ گل شد. وی در جریان باخت ۶-۵ کشورش به برزیل، چنین کاری کرد. این رکورد بعدها بارها تکرار شد اما ۵۶ سال طول کشید تا شخصی بتواند این رکورد را بهبود ببخشد.






برگزار نشدن دو جام جهانی بخاطر جنگ جهانی

دوره‌های ۱۹۴۲ و ۱۹۴۶ جام جهانی، به دلیل جنگ جهانی دوم برگزار نشد. جام جهانی ۱۹۴۲ قرار بود تا در کشور آلمان برگزار شود. این خبر در ۲۳مین سالگرد فیفا در سال ۱۹۳۶ و در برلین اعلام شده بود. اما جنگ جهانی در سال ۱۹۳۹ آغاز شد و میزبانی آلمان منتفی شد. در ژوئن همین سال، قرار شد برزیل میزبان رقابت‌ها باشد هرچند که با گسترش جنگ جهانی، برگزاری مسابقات منتفی شد آنهم در حالیکه حتی میزبان رقابت‌ها هم مشخص نشده بود.

بعد از پایان جنگ جهانی نیز، مسابقات سال ۱۹۴۶ بدلیل خرابی‌های حاصل از جنگ، برگزار نشد.






جام‌های جهانی بعد از جنگ جهانی
۱۹۵۰

در سال ۱۹۵۰ بود که مسابقات دوباره از سر گرفته شد. مسابقات به میزبانی برزیل برگزار شد و انگلیس برای نخستین بار در این رقابت‌ها حضور پیدا کرد. انگلیسی‌ها که فوتبال را ورزشی انگلیسی می‌دانستند، دوست نداشتند تا در رقابت با تیم‌های غیرانگلیسی شرکت کنند تا بتوانند فوتبال را انگلیسی نگه دارند اما سرانجام در سال ۱۹۴۶ بود که دعوت فیفا را پذیرفتند و در این رقابت‌ها شرکت کردند. هر چند در نهایت انها با شکست برابر آمریکا، از گردونه رقابت‌ها حذف شدند و نتوانستند به فینال راه پیدا کنند. انگلیسی‌ها آن بازی را با ۱ گل به آمریکا واگذار کرده بودند هرچند در ابتدا اخبار به اشتباه مخابره شد. بنابر اخبار، انگلیسی‌ها بازی را ۱-۰ برده بودند و البته به علت اشتباه تایپی، نتیجه بازی ۱۰-۰ به نفع انگلیس خوانده شده بود. همچنین اروگوئه‌ای که دو دوره قبلی را تحریم کرده بود، مجدداً به این بازیها آمد. کشورهای اروپای شرقی چون شوروی سابق نیز بدلایل سیاسی در مسابقات حضور نداشتند. ایتالیا، قهرمان دوره قبل نیز با وجود سقوط هواپیمای خود که باعث کشته شدن اکثر بازیکنانش شد، در این رقابت‌ها شرکت کرد. همجنین این تنها دوره از رقابت‌ها بود که پس از مرحله گروهی، مسابقات حذفی برگزار نشد و در این دور هم مسابقات به شکل گروهی برگزار شد. در نهایت نیز اروگوئه‌ای‌ها، برزیل میزبان را شکست دادند و قهرمان شدند.






۱۹۵۴

جام جهانی ۱۹۵۴ در کشور سوئیس برگزار شد و مسابقات برای اولین بار از طریق تلویزیون پخش شدند. شوروی که در مسابقات المپیک شگفتی ساز شده بودند، در این رقابت‌ها موفق نبودند. در مرحله یک چهارم نهایی مسابقات نیز پرگل ترین بازی تاریخ رقابت‌ها رقم خورد. جاییکه اتریش با وجود آنکه با ۳ گل از سوئیس عقب افتاده بود، در نهایت با نتیجه ۷-۵ موفق شد سوئیس را شکست دهد. در نهایت نیز آلمان غربی با برتری ۳-۲ برابر قهرمان المپیک، یعنی مجارستان موفق شد قهرمان مسابقات شود. این قهرمانی در حالی بدست آمد که آلمانی‌ها ابتدا با ۲ گل از حریف عقب افتاده بودند. به همین دلیل این مسابقه در آلمان، با نام «معجزه برن» معروف شده‌است.






۱۹۵۸

جام جهانی ۱۹۵۸ در سوئد برگزار شد و برزیل توانست قهرمان شود. برزیلی‌ها تبدیل به نخستین تیم تاریخ مسابقات شدند که در حالی قهرمان می‌شدند که مسابقات در یک قاره دیگر برگزار می‌شد. همچنین برای اولین بار، هر چهار تیم بریتانیایی موفق به حضور در مرحلهٔ نهایی مسابقات شدند. اتفاقی که دیگر هرگز رخ نداد. همچنین در این مسابقات، پله به جهان فوتبال معرفی شد. وی در فینال ۲ بار گلزنی کرد. ژوست فونتین نیز با زدن ۱۳ گل، بهترین گلزن رقابت‌ها شد. رکوردی که تاکنون دست نخورده باقی‌مانده‌است.






۱۹۶۲

در حالی شیلی میزبان جام جهانی ۱۹۶۲ بود که قبل از آغاز مسابقات، زلزله ویرانگر و ۹٫۵ ریشتری شیلی رخ داد و خسارات زیادی وارد کرد. این دوره از مسابقات بخاطر خشونت زیادش و بازیهای تدافعیش بسیار مشهور شد. برای مثال بازی ایتالیا با شیلی که با برد ۲-۰ شیلی همراه بود، به نام نبرد سانتیاگو معروف شد. دو روزنامه نگار ایتالیایی، مقاله‌ای تند درباره کشور میزبان نوشتند و در مسابقه نیز بازیکنان دو تیم به قصد مصدوم کردن بازیکنان حریف بازی می‌کردند و در نهایت دو بازیکن از تیم ایتالیا نیز از بازی اخراج شدند. در نهایت و برای دومین بار پیاپی، برزیل موفق شد در فینال و با نتیجه ۳-۱ تیم چکسلواکی را شکست دهد و قهرمان مسابقات شود. مارکوس کول کلمبیایی نیز تبدیل به نختستین و تنها بازیکن تاریخ شد که از روی نقطه کرنر، موفق به زدن گل در جام جهانی شد. لو یاشین این گل را دریافت کرده بود.

در بین سال‌های ۱۹۳۷ تا ۱۹۷۸، مسابقات با حضور ۱۶ تیم برگزار می‌شد. البته در مسابقات سال ۱۹۳۸ کشور اتریش جزوی از آلمان شده بود و به همین دلیل بود که مسابقات با حضور ۱۵ تیم برگزار شد. همچنین در مسابقات سال ۱۹۵۰ بود که به علت انصراف تیم‌های هند، اسکاتلند و ترکیه، مسابقات با شرکت ۱۳ تیم برگزار شد. در آن سال‌ها اکثر تیم‌های شرکت کننده، از اروپا و آمریکای جنوبی بودند و تیم‌های کمی از قاره‌های آمریکای شمالی، آسیا، آفریقا و اقیانوسیه در این رقابت‌ها بودند و اکثر آنها نیز به راحتی از تیم‌های اروپایی و آمریکایی جنوبی، شکست می‌خوردند. در واقع تا سال ۱۹۸۶، تنها آمریکا بود که جزو قاره اروپا و آمریکای جنوبی نبود اما توانسته بود از دور نخست رقابت‌ها صعود کند و در رقابت‌های سال ۱۹۳۰، به دور نیمه نهایی رسیده بود. همچنین تیم‌های ملی کوبا در سال ۱۹۳۸، کره شمالی در سال ۱۹۶۶ و مکزیک در سال ۱۹۷۰ بود که توانسته بودند به مرحله یک چهارم نهایی برسند.

در دوران جنگ جهانی دوم جام در ایتالیا بود و معاون رئیس فیفا، "اوتورینو باراسی" آنرا در یک جعبه کفش در زیر تختخواب خود مخفی کرده بود. برزیل در سال ۱۹۶۶ به روال عادی پس از چهار سال جام را به فیفا بازگرداند. این جام در همین سال و قبل از شروع بازیها، بخشی از نمایشگاه "فوتبال در دنیای تمبر" بود که در "وستمینستر سنترهال" لندن برگزار شده بود. در روز ۲۰ مارس ۱۹۶۶ برابر ۲۹ اسفند ۱۳۴۴ خورشیدی، زمانی که در قسمت دیگری از ساختمان نمایشگاه مراسم عبادت برگزار شده بود، ربوده شد. اما یک هفته بعد سگی ضمن بازی در باغچه جلوی خانه‌ای آنرا پیدا کرد. جام ژول ریمه پس از مسابقات ۱۹۷۰ برای همیشه به برزیل رفت ولی در دسامبر سال ۱۹۸۳ دوباره و این بار از ویترین فدراسیون فوتبال برزیل به سرقت رفت. در تحقیقات پلیس معلوم شد که دزدان جام را ذوب کرده‌اند. به این خاطر فدراسیون برزیل بدل جام را نزد یک شرکت آلمانی در شهر "هانائو" نزدیک فرانکفورت سفارش داد که اکنون در برزیل نگهداری می‌شود.

پس از این رویداد، فیفا از میان ۵۳ طرح که هنرمندان در رقابتی جهانی برای جام جهانی فراهم آورده بودند، جام فعلی را که طراحی تندیس ساز و سنگتراش ایتالیایی "سیلویو گازانیگا" اهل میلان است را بر گزید. جنس جام طلای ۱۸ عیار، وزن آن ۶۱۷۵ گرم و ارتفاع آن ۳۶۸ میلیمتر است. تیم برنده جام را دریافت می‌کند وپس از پایان مسابقات می‌بایستی آنرا قبل از بازگشت به کشور خود تحویل فیفا دهد. تیم قهرمان یک نسخه بدل با روکش آب طلا دریافت می‌کند که آنهم متعلق به فیفا می‌ماند.








قوانین فوتبال

قوانین فوتبال (به انگلیسی: Laws of football) به مجموعه قوانینی می‌گویند که توسط هیئت بین‌المللی فوتبال برای فوتبال وضع می‌شود.

زمین بازی: بازی باید روی چمن طبیعی یا مصنوعی به رنگ سبز انجام‌گیرد. از چمن مصنوعی در بازی‌های جام کنفدراسیون‌ها و یا مسابقات بین‌المللی باشگاهی استفاده می‌شود. زمین‌ها باید حداقل کیفیت بین‌المللی تعیین‌شده توسط فیفا را داشته‌باشد.
توپ: توپ بازی باید از چرم یا مواد مناسب دیگر ساخته شده‌باشد و قطر آن بیش از ۷۰ سانتی‌متر یا کم‌تر از ۶۸ سانتی‌متر باشد.
تعداد بازیکنان: هرتیم در هر بازی باید ۱۱ بازیکن درون زمین داشته‌باشد که یکی از آن‌ها دروازه‌بان است. تیمی که افراد درون زمینش کم‌تر از ۷ بازیکن باشد، حق ادامهٔ بازی را ندارد.
تجهیزات بازیکنان: بازیکن حق استفاده یا پوشیدن هرگونه چیز خطرناکی مانند جواهرات را ندارد.
داور: هربازی توسط یک داور که اقتدار کامل بر اجرای قوانین بازی را داشته‌باشد، کنترل می‌شود.
کمک‌داوران: دوکمک‌داور در زمین وجود دارند که می‌توانند در این موارد به تصمیم داور اعتراض‌کنند: ۱- هنگامی که تمام توپ میدان بازی را ترک‌کند. ۲- هنگامی که کرنر، گل و پرتاب انجام می‌گیرد. ۳- هنگامی که ممکن‌است یک بازیکن در شرایط آفساید باشد. ۴- زمانی که تیمی درخواست تعویض‌کند. ۵- هنگامی که از دیدگاه داور، سوءرفتار و یاهر حادثهٔ دیگری رخ‌دهد. ۶- هنگامی که خطایی انجام می‌گیرد، کمک‌داور می‌تواند مسئله را بهتر برای داور توضیح‌دهد. ۷- هنگامی که در ضربات پنالتی، پیش از این که بازیکن ضربه را بزند، دروازه‌بان پایش از خط دروازه جلوتر بیاید و توپ وارد دروازه‌شود، کمک‌داور اعتراض می‌کند.
مدت زمان بازی: بازی فوتبال در دو نیمه ۴۵ دقیقه‌ای انجام می‌گیرد، مگر این‌که داور و دوتیم بر تغییر مدت زمان بازی توافق کرده‌باشند. هرگونه توافق برای تغییر مدت زمان بازی (برای مثال کاهش هرنیمه به ۴۰ دقیقه به‌دلیل نبود نور کافی) باید پیش از انجام بازی، صورت گرفته‌باشد.

آغاز مجدد بازی: بازی در این موارد مجدداً آغاز می‌گردد: ۱- هنگام آغاز مسابقه ۲- پس از به‌ثمر رسیدن یک گل در طول بازی ۳- هنگام آغاز نیمه دوم ۴- هنگام آغاز هردو نیمه وقت‌های اضافی.
توپ درون و بیرون از بازی: هنگامی که تمام توپ از خط دروازه یا خط‌های طولی و عرضی زمین ردشود، بازی توسط داور متوقف می‌شود.
گل‌زدن: هنگامی که تمام توپ از خط دروازه ردشود، به‌شرطی که پیش از آن خطایی صورت نگرفته‌باشد، این تیم گل به‌ثمر رسانده‌است.
آفساید: هنگامی که بازیکن از همه بازیکنان دیگر به دروازه تیم حریف نزدیک‌تر باشد، در موقعیت آفساید قراردارد.
خطا و سوءرفتار: هنگامی که بازیکنی هریک از این خطاها را انجام‎دهد، خطا کرده‌است و ضربهٔ آزاد به تیم حریف تعلق می‌گیرد: ۱- زدن ضربه یا لگد به بازیکن حریف ۲- خطای پشت پا زدن یا تلاش برای انجام خطای پشت پا زدن ۳- پرش بر روی بازیکن حریف ۴- حمله به حریف ۵- حملات یا اقدام به حملات به حریف ۶- هل‌دادن حریف ۷- تکل‌زدن بر روی حریف.
ضربات آزاد: ضربات آزاد یا به‌شکل مستقیم یا غیرمستقیم‌اند.
ضربه پنالتی: اگر بازیکن تیم خودی، بر روی بازیکن حریف که در محوطهٔ جریمه‌شان است، خطاکند، خطای پنالتی صورت گرفته‌است. شانس گل‌زدن از ضربهٔ پنالتی به‌شکل مستقیم، بسیار زیاد است. زمان تلف‌شده برای زدن یک پنالتی، در پایان هرنیمه یا وقت اضافه گرفته می‌شود.
پرتاب: پرتاب یکی از روش‌های آغاز مجدد بازی‌است. هنگامی که توپ به بازیکنی برخورد کند و تمام توپ از خط طولی زمین بیرون‌برود، تیم حریف باید توپ را از محل بیرون‌رفتن آن روی خط، پرتاب‌کند. گل‌زدن با یک پرتاب ممنوع‌است.
ضربه گل: گل‌زنی یکی دیگر از روش‌های آغاز مجدد بازی‌است. اگر توپ از خط دروازه ردشود و بازیکن دیگری به توپ برخوردکند، آن ضربه گل محسوب می‌شود. یک گل ممکن‌است تنها با زدن یک ضربه به‌ثمر برسد.
ضربه کرنر: ضربهٔ کرنر روشی دیگر برای آغاز مجدد بازی‌است. هنگامی که توپ به بازیکن خودی برخوردکند و از خط عرضی دروازه خودی ردشود، برای تیم حریف ضربهٔ کرنر به‌دست می‌آید. یک گل ممکن است از راه ضربهٔ کرنر به‌طور مستقیم به تیم حریف به‌ثمر رسانده‌شود.









فوتسال
فوتسال به بازی فوتبال درون سالن، گفته می‌شود. این رقابت‌ها در زمینی به ابعاد زمین بسکتبال، در محل‌های سرپوشیده و یا در محل باز و بدون دیوار و حصار انجام می‌گیرد. فوتسال (FUTSAL)، واژه بین‌المللی برای این رشته ورزشی است. این واژه برگرفته از لغات اسپانیایی FUTbol و SALA - به معنی درونی یا درون سالن – است.






تاریخچه فوتسال

منشا شکل گیری فوتسال به شهر مونته‌ویدئوی اوروگوئه باز می‌گردد. در سال ۱۹۳۰، ژوان کارلوس سریانی، فوتبال ۵ نفره را برای مسابقات جوانان در YMCA پی‌ریزی کرد. فوتسال به سرعت در آمریکای‌جنوبی بخصوص برزیل محبوبیت پیدا کرد. بسیاری از بازیکنان بزرگ و مشهور فوتبال برزیل، از طریق کسب مهارت‌های رشته ورزشی فوتسال، سبک‌ها و متدهای خود را در رشته فوتبال گسترش دادند و این موضوع زمینه مطرح شدن آنها را به عنوان بازیکنان بزرگ فوتبال فراهم کرد. بازیکنانی مانند پله، زیکو، به‌به‌تو و سایر ستاره‌های فوتبال برزیل مهارت‌های خود را از طریق بازی در زمین‌های فوتسال و شرکت در این رشته ورزشی ترقی دادند. از آن هنگام، برزیل راه خود را به سوی مطرح شدن به عنوان قطب اصلی فوتسال جهان در پیش گرفت و اکنون مسابقات این رشته ورزشی تحت حمایت فیفا در سراسر جهان بر‌گزار می‌شود.

اولین رقابت بین‌المللی فوتسال در سال ۱۹۶۵ بر‌گزار شد، زمانی که پاراگوئه اولین جام آمریکای‌جنوبی را بدست آورد. ۶ جام دیگر در آمریکای‌جنوبی تا سال ۱۹۷۹ بر‌گزار شد که برزیل پیروز تمامی این میادین بود. برزیل جایگاه خود را به عنوان قدرت برتر در اولین جام آمریکایی تا سال ۱۹۸۰ حفظ کرد و این جام را بار دیگر در سال ۱۹۸۴ بدست آورد.






قهرمانی فوتسال جهان

نخستین دوره قهرمانی فوتسال جهان با پشتیبانی FIFUSA (پیش از ادغام اعضای آن با FIFA در سال ۱۹۸۹)، در سائوپائولوی برزیل بر‌گزار شد که با قهرمانی برزیل به پایان رسید. کامیابی برزیلی‌ها در دومین جام‌جهانی فوتسال در کشور اسپانیا و در سال ۱۹۸۵ تکرار شد اما در سومین جام‌جهانی در سال ۱۹۸۸ و در کشور استرالیا، برزیل مقابل پاراگوئه تن به شکست داد.

در سال ۱۹۸۹ فیفا پشتیبانی مالی مسابقات فوتسال را بدست گرفت و نخستین جام‌جهانی فوتسال با پشتیبانی فیفا در هلند بر‌گزار شد. پس از آن، جام‌های‌جهانی در سال‌های ۱۹۹۲ در هنگ‌کنگ، ۱۹۹۶ در اسپانیا، ۲۰۰۰ در گواتمالا، ۲۰۰۴ در تایوان و ۲۰۰۸ در برزیل بر‌گزار شد.

فوتسال در اروپا به عنوان عضو جدیدی از یوفا مطرح شده که محبوبیت و عمومیت یافتن آن مقدمه‌ای برای برگزاری مسابقات قهرمانی فوتسال اروپا شده‌است. اولین مسابقات قهرمانی، در فوریه ۱۹۹۹ در شهر گراندای اسپانیا بر‌گزار شد و فینال پرشور و هیجانی داشت.



خلاصه قوانین فوتسال




قانون یکم:

زمین بازی؛ که خلاصه مشخصات و نکات قابل توجه با رسم شکل توضیح داده شد.

تذکر: ورود و خروج بازیکنان در موقع تعویض بایستی از محدوده مشخص شده انجام گیرد.






قانون دوم:

توپ؛ محیط آن حداقل ۶۲ و حداکثر ۶۴ سانتیمتر وزن توپ ۳۹۰ الی ۴۳۰ گرم (توپ نمره ۴) شناسایی استاندارد هنگامی که توپ از ارتفاع ۲ متری به زمین رها می‌شود نباید بیشتر از ۶۵ و کمتر از ۵۵ سانتیمتر از زمین مسابقه جهش نماید.







قانون سوم:

تعداد بازیکنان؛ یک مسابقه با شرکت دو تیم نباید بیش از ۵ بازیکن باشد که یکی از آنها دروازه بان با لباس مشخص است در شروع مسابقه حداقل بازیکن باید ۵ نفر باشد در صورت اخراج بازیکن هر تیم کمتر از سه نفر مسابقه باید تعطیل شود. ۱- حداکثر بازیکن ذخیره 9 نفر می‌باشد. ۲- تعداد تعویض سیار نامحدود است حتی دروازه بان (رنگ لباس دروازه بان متمایز از بازیکنان) ۳- عمل تعویض زمانی خاتمه می‌یابد که بازیکن جانشین وارد زمین شود ۴- چنانچه در جریان بازی تعویض سیار بازیکن جانشین قبل از اینکه بازیکن تعویضی کامل زمین را ترک کند وارد زمین شود. داور بازی را قطع (با رعایت آوانتاژ به تیم حریف) بازیکن تعویضی را بیرون بفرستد به بازیکن جانشین اخطار و بازی با یک ضربه آزاد غیر مستقیم به نفع تیم مقابل از محل توقف توپ زده می‌شود.







قانون چهارم:

وسایل بازیکن: استفاده از کفش مخصوص برای بازیکن اجباری است. کفش مخصوص فوتسال از پاشنه ای صاف و پنجه ای معقر تشکیل شده. از انواع این کفش میتوان به F50 اشاره کرد که یکی از محبوب ترین انواع ان است. اگر شخصی این نوع کفش را به ظا نداشته باش ; بازیکن خاطی از زمین خارج فرستاده با تکمیل وسایل با اجازه داوران حتماً در هنگام توقف بازی وارد زمین شود.







قانون پنجم:

برای اداره بازی یک داور اصلی یا سر داور؛ تعیین می‌گردد. قدرت او که قانون به او تفویض نموده‌است از هنگام شروع بازی تا هنگام اتمام بازی، هر مورد مرتبط با بازی نتیجه نهایی تصمیم با اوست در صورت عدم حضور وقت نگهدار این مسؤولیت به عهده اوست.







قانون ششم:

کمک داور (داور دوم)؛ بایستی برای هر مسابقه تعیین شود طرف مقابل داور اصلی انجام وظیفه می‌کند همان قدرت اجرایی را دارد به جز (همه وقایعی را که قبل در حین یا بعد از بازی می‌افتد ثبت و گزارش کند) در صورت نبودن وقت نگهدار وظیفه دارد دو دقیقه اخراجی بازیکنان و تایم یک دقیقه را محاسبه نماید و تعویض سیار صحیح انجام گرفته‌است. در صورت دخالت بی مورد از جانب کمک داور، داور اصلی بایستی او را از وظیفه آن معاف شخصی دیگری جانشین وی موضوع را گزارش کند.

تذکر:

در صورت وجود اختلاف نظر بین داور اصلی و کمک داور سرداور (داور اصلی) حاکم خواهد بود.







قانون هفتم:

وقت نگهدار؛ در خارج از بازی در امتداد خط میانی در منطقه تعویض بازیکنان قرار گیرد. وظایف او نگهداری وقت بازی ۲ دقیقه اخراجی تایم اوت‌ها و دادن علامت تایم اوت به داوران اعلام زمان بازی با صوت به داوران و ۵ خطای اول هر تیم در هر نیمه که توسط داوران اعلام شده - ثبت شماره گلزنان و بازیکنان اخراجی و اخطاری و تایم اوت‌ها آن‌ها می‌باشد.







قانون هشتم:

مدت بازی؛ مدت بازی دو وقت ۲۰ دقیقه‌ای و زمان بین دو نیمه استراحت ۱۵ دقیقه‌ای می‌باشد - هر تیم می‌تواند در هر نیمه یک تایم درخواست کند (در بازی‌های حذفی در وقت اضافی تایم اوت وجود ندارد).







قانون نهم:

شروع بازی، برنده قرعه اختیار انتخاب زمین و بازنده قرعه ضربه شروع بازی را می‌زند. ضربه شروع به داخل زمین حریف با علامت داور اصلی خواهد بود که فاصله بازیکن مقابل با توپ ۳ متر خواهد بود - از ضربه شروع مستقیماً گل به دست نمی‌آید.







قانون دهم:

توپ در بازی و خارج از بازی؛ وقتی توپ خارج از بازی به طور کامل از خط طولی یا عرضی چه از هوا و زمین گذشته باشد. برخورد توپ به سقف سالن اوت اعلام شده و ادامه آن روی خط طولی نزدیکتر می‌باشد که توسط حریف زده می‌شود.







قانون یازدهم:

روش به دست آمدن گل؛ تمام توپ از خط دروازه بین تیرهای عمودی و افقی عبور کرده به شرطی که بازیکن مهاجم توپ را با دست یا بازو و پرتاب حمل یا هل نداده باشد.







قانون دوازدهم:

خطاها و رفتارهای ناشایست؛ هرگاه بازیکنی سهواً یا از روی بی احتیاطی یا نیروی نامتعادل یا بیش از اندازه ۱۱ خطای زیر را مرتکب شود یک ضربه آزاد مستقیم -یک ضربه پنالتی- به نفع تیم مقابل (اگر داخل محوطه جریمه باشد) گرفته می‌شود: لگد زدن -پشت پا زدن - پریدن روی حریف - تنه شدید و خطرناک - تنه از پشت به حریف - تف انداختن - زدن حریف - گرفتن حریف - هل دادن حریف - با شانه به حریف حمله کردن - تکل کردن.

هفت خطای منجر به اخطار: ۱ - مرتکب رفتار غیر ورزشی ۲- با گفتار و کردار به تصمیم داور اعتراض نماید. ۳- مکرراً قوانین بازی را نقص نماید. ۴- شروع مجدد بازی را به تأخیر اندازد. ۵- هنگام شروع مجدد بازی، ضربه آزاد و ضربه کرنر فاصله لازم رعایت نکند. ۶- بدون اجازه داور وارد زمین شود. ۷- بدون اجازه داور زمین را ترک کند. هفت خطای منجر به اخراج: ۱- مرتکب خطای شدید بازی شود. ۲- مرتکب برخورد با زننده شود. ۳- روی حریف یا هر فرد دیگر تف بیندازد ۴- عمداً با دست زدن به توپ، حریف را از یک گل یا موقعیت گل محروم نماید. ۵- موقعیت آشکار گل حریف به سمت دروازه در داخل پیشروی با خطای آزاد مستقیم سلب نماید. ۶- کلمات توهین آمیز بر زبان بیاورد. ۷- در یک مسابقه اخطار دوم بگیرد. تذکر مهم: بازیکنی که اخراج می‌گردد توسط داور بازی حتماً باید به رختکن هدایت شود و بعد از ۲ دقیقه تیم می‌تواند بازیکن دیگر جایگزین نماید.







قانون سیزدهم:

ضربه آزاد؛ تحت عنوان دو دسته ضربه آزاد مستقیم و ضربه آزاد غیر مستقیم می‌باشد. در ضربه آزاد مستقیم می‌توان مستقیماً به حریف گل زد.







قانون چهاردهم:

خطاهای جمع شده؛ در صورتی که خطاهای یک تیم در هر نیمه به ۵ رسیده (از خطاهای ۱۱ گانه آزاد مستقیم)، (کلیه خطاها قانون ۱۲) از آن به بعد اگر یکی از خطای قانون ۱۲ را مرتکب شود خطای ششم یک ضربه آزاد مستقیم (از نقطه پنالتی دوم) یا محل وقوع خطا (اگر محل خطا بین نقطه پنالتی دوم و دروازده حریف باشد) بدون تشکیل دیوار دفاعی به صورت مستقیم زده می‌شود. مهاجمین و مدافعین باید فاصله ۵ متر را رعایت کنند. (خط فرضی نقطه پنالتی فاصله رعایت گردد).

تذکر:

اگر خطای ششم عقبتر از نقطه پنالتی دوم بود، مستقیم به نقطه پنالتی دوم منتقل شده ضربه زده می‌شود (حق پاس دادن را ندارد).







قانون پانزدهم:

ضربه پنالتی؛ از نقطه پنالتی زده می‌شود. زننده ضربه باید مشخص باشد. ضربه حتماً باید به طرف جلو (دروازه حریف) زده شود.







قانون شانزدهم:

ضربه اوت؛ هرگاه تمام توپ از خط طولی چه از روی زمین چه از هوا بگذرد توپ بایداز محلی که خارج شد توسط تیم مقابل با پا به داخل زمین زده شود. زننده ضربه توپ ساکن روی خط طولی یا خارج از زمین خط طولی باشد بازیکنان تیم مقابل حداقل ۵ متر از محله ضربه باید فاصله داشته باشد از ضربه اوت نمی‌توان مستقیم گل زد.







قانون هفدهم:

پرتاب اوت دروازه پرتاب؛ پرتاب اوت دروازه مادامی در بازی است که توپ توسط دروازه بان با دست بیرون از محوطه جریمه قرار گیرد. پرتاب اوت دروازه خطای ۴ ثانیه ندارد. برگشت اوت دروازه دوباره به دروازه بان توسط مدافع (با دست لمس کردن یا کنترل) یک ضربه آزاد غیر مستقیم از محل ۶ متری انجام می‌گیرد. با پرتاب اوت دروازه نمی‌توان مستقیم گل زد.







قانون هجدهم:

ضربه کرنر؛ از ضربه کرنر می‌توان مستقیم گل زد. ۴ ثانیه دارد، اگر ضربه کرنر به طور صحیح زده نشود ضربه تکرار خواهد شد. در موقع زدن خطاها توپ باید ساکن باشد. همشه برنده قرعه سکه صاحب زمین بازی یا زننده پنالتی یا انتخاب رنگ پیراهن می‌باشد. تیمی می‌تواند تایم استراحت بگیرد که صاحب توپ باشد مثل ضربه کرنر، پرتاب اوت، ....... دروازه بان می‌تواند در زمین حریف بیش از ۴ ثانیه بازی کند. دروازه بان نمی‌تواند در جریان بازی مستقیم توپ را با دست وارد دروازه حریف کند . پاس عقب مادامی محسوب می‌شود که توپ از ضربه مچ پا به پایین زده شود (فقط از ناحیه کفش). در زدن اوت پا روی خط نباشد







قانون نوزدهم:

بازیکن دروازه بان اجازه ندارد توپ را بیشتر از چهار ثانیه در اختیار داشته باشد ; در غیر این صورت خطا گرفته میشود. این قانون برای بازیکنان معمولی به صورت یک دقیقه است.

از تیم‌های برتر جهان در این رشته میتوان به این کشورها اشاره کرد: ایران برزیل اسپانیا ایتالیا روسیه اوکراین آرژانتین
دانستنی لازم پیش از فوتسال







گرم کردن بدن قبل از ورزش

مرحله گرم کردن و سرد کردن بدن یکی از اجزاء مهم تمرینات و مسابقات ورزشی می‌باشد. ورزشکاران باید آگاه باشند که از گرم کردن بدن نتیجه بهتری برای توانایی بدن می‌گیرند و بویژه جلوگیری از مصدومیت بدن می‌کند.


تمرینات گرم کردن عمومی عملیاتی هستند که بدن انسان را جدا از ورزش گرم و فعال می‌کند. این تمرینات برای گرم کردن ماهیچه و عضلات کلی بدن موثر هستند که از جمله مانند دویدن، بازیهای سبک یا کش دادن بدن می‌باشد . تمرینات مخصوص گرم کردن بدن برای ورزش فوتبال شامل تمرینات تکنیکی مثل توپ یک و دو کردن، پرتاب توپ یا ضرب زدن و…و…و… می‌باشد

در این بخش ما به تمرینات گرم کردن بدن قبل از بازی فوتبال می‌پردازیم

.تیم بازی ۳۰ دقیقه قبل از بازی وارد زمین می‌شود







مرحله اول

بازیکنان توسط مربی به مدت ۱۰ دقیقه آزاد گزاشته می‌شوند تا بازیکن با توجه به نیاز بدن خود، خود را آماده سازد که معمولاً با دویدن آرام و بعد دویدن با نرمش، نرمش در جا و کشش همراه می‌باشد







مرحله دوم

درست می‌کنیم ABCD زمین را به شکل مقابل

دوتیم ۵ نفره تقسیم می‌کنیم

ضربه برای بازیکنان آزاد است

زمان ۷ دقیقه می‌باشد

نکته مهم اینکه باید به بازیکنان تذکر داده شود که از تکگل و یا حرکتی که باعث صدمه دیدن شود خودداری کنند

این یک تمرین ایده‌آل قبل از شروع بازی می‌باشد که بازیکنان را در شرایط بازی قرارمیدهد







مرحله سوم

حرکات سرعتی

بازیکنان ۲ به ۲ تقسیم می‌شوند و کمک مربی در فاصله ۱۰ متری می‌ایستد

معمولاً ۸ بار هر بازیکن بسمت مربی با سرعت می‌دود

دو تا سرعتی اول ۷۰% سرعت باید انجام شود تا بدن آماده سرعت صد در صد شود

سپس ۶ بار یا صد در صد سرعت باید انجام شود. در هر دفعه که سرعت زده می‌شود باید دو بازیکن هماهنگ در جا یک حرکت در جا را نیز انجام دهند، مثلاً زانو بلند در جا، پا ….، سر زدن و هد استارت زدن، و.. و.. و..

در برگشت بازیکنان باید آرام آرام بر گردند بدون راه رفتن و یا ایستادن

در پایان حرکت سرعتی تنفس گرفتن و کشش کردن لازم می‌بازد







مرحله چهارم

محل شوت به سمت دروازه می‌باشد که بعد از یک دو کردن باید به دروازه زده شود و همچنین بازیکنان بنا به نیاز خود می‌تواند کار دیگری را با توپ انجام دهند مثلاً مدافع از کمک مربی بخواهد برایش پرتاپ توپ کند تا با سر و یا پا بر گردرداند تا در شرایط بازی قرار بگیرد. و یا حرکت کششی و یا پا به توپ شدن و یا سرعتی کوتاه و مواردی که هر بازیکن بنا به نیاز خود احساس می‌کند

نکته قابل توجه دیگر حضورسر مربی در زمین که می‌تواند بازیکنان را زیر نظر داشته باشد و یا اگر بازیکنی در هنگام گرم کردن مشکل و یا مصدومیت کند بتواند سریع تسمیم بگیرد برای جانشینی و همچنین با صحبت کردن بازیکنان را روحیه دهد و همچنین بتواند نفرات تیم مقابل را نیز کنترل کند
7:46 pm
کاربرد برنامه نویسی

زبان برنامه نویسی یک مکانیزم ساخت یافته برای تعریف داده‌ها، و عملیات یا تبدیل‌هایی که ممکن است بطور اتوماتیک روی آن داده انجام شوند، فراهم می‌کند. یک برنامه نویس از انتزاعات آماده در زبان استفاده می‌کند تا مفاهیم به کار رفته در محاسبات را بیان کند. این مفاهیم به عنوان یک مجموعه از ساده‌ترین عناصر موجود بیان می‌شوند(مفاهیم ابتدایی نامیده می‌شوند).





زبان‌های برنامه نویسی با غالب زبان‌های انسانی تفاوتی دارد و آن این است که نیاز به بیان دقیق تر و کامل تری دارد. هنگام استفاده از زبان‌های طبیعی برای ارتباط با دیگر انسان‌ها، نویسندگان و گویندگان می‌توانند مبهم باشند و اشتباهات کوچک داشته باشند، و همچنان انتظار داشته باشند که مخاطب آنها متوجه شده باشد. اگرچه، مجازا، رایانه‌ها "دقیقاً آنچه که به آنها گفته شده را انجام می‌دهند." و نمی‌توانند "بفهمند" که نویسنده دقیقاً چه کدی مد نظر نویسنده بوده‌است] البته امروزه برنامه‌هایی برای انجام این کار تولید شده‌اند و تلاش‌های بسیاری در این زمینه انجام شده ولی هنوز به نتیجهٔ رضایت بخشی نرسیده است[. ترکیب تعریف زبان، یک برنامه، و ورودی برنامه بطور کامل رفتار خروجی را به هنگام اجرای برنامه (در محدوده کنترل آن برنامه) مشخص می‌کند. برنامه‌های یک رایانه ممکن است در یک فرایند ناپیوسته بدون دخالت انسان اجرا شوند، یا یک کاربر ممکن است دستورات را در یک مرحله فعل و انفعال مفسر تایپ کند.در این حالت "دستور"ها همان برنامه‌ها هستند، که اجرای آنها زنجیروار به هم مرتبطند.به زبانی که برای دستور دادن به برنامه‌ای استفاده می‌شود، زبان اسکریپت می‌گویند. بسیاری از زبان‌ها کنار گذاشته شده‌اند، برای رفع نیازهای جدید جایگزین شده‌اند، با برنامه‌های دیگر ترکیب شده‌اند و در نهایت استعمال آنها متوقف شده‌است. با وجود اینکه تلاش‌هایی برای طراحی یک زبان رایانه" کامل" شده‌است که تمام اهداف را تحت پوشش قرار دهد، هیچ یک نتوانستند بطور کلی این جایگاه را پر کنند. نیاز به زبان‌های رایانه‌ای گسترده از گستردگی زمینه‌هایی که زبان‌ها استفاده می‌شوند، ناشی می‌شود:

محدوده برنامه‌ها از متون بسیار کوچک نوشته شده توسط افراد عادی تا سیستم‌های بسیار بزرگ نوشته شده توسط صدها برنامه نویس است
توانایی برنامه نویس‌ها: از تازه کارهایی که بیش از هر چیز به سادگی نیاز دارند تا حرفه‌ای‌هایی که با پیچیدگی قابل توجهی کنار می‌آیند.
برنامه‌ها باید سرعت، اندازه و سادگی را بسته به سیستم‌ها از ریزپردازندها تا ابر رایانه‌ها متناسب نگه دارند.
برنامه‌ها ممکن است یک بار نوشته شوند و تا نسل‌ها تغییر نکنند، و یا ممکن است پیوسته اصلاح شوند.
در نهایت، برنامه نویس‌ها ممکن است در علایق متفاوت باشند: آنها ممکن است به بیان مسائل با زبانی خاص خو گرفته باشند.

یک سیر رایج در گسترش زبان‌های برنامه نویسی این است که قابلیت حل مسائلی با درجات انتزاعی بالاتری را اضافه کنند. زبان‌های برنامه نویسی اولیه به سخت‌افزار رایانه گره خورده بودند. همانطور که زبان‌های برنامه نویسی جدید گسترش پیدا کرده‌اند، ویژگی‌هایی به برنامه‌ها افزوده شده که به برنامه نویس اجازه دهد که ایده‌هایی که از ترجمه ساده به دستورات سخت‌افزار دورتر هستند نیز استفاده کند. چون برنامه نویس‌ها کمتر به پیچیدگی رایانه محدود شده‌اند، برنامه‌های آنها می‌تواند محاسبات بیشتری با تلاش کمتر از سوی برنامه نویس انجام دهند. این به آنها این امکان را می‌دهد که کارایی بیشتردر واحد زمان داشته باشند. "پردازنده‌های زبان طبیعی" به عنوان راهی برای ازبین بردن نیاز به زبان‌های اختصاصی برنامه نویسی پیشنهاد شده‌اند. هرچند، این هدف دور است و فواید آن قابل بحث است. "ادسگر دیجسترا" موافق بود که استفاده از یک زبان رسمی برای جلوگیری از مقدمه سازی ساختارهای بی معنی واجب است، و زبان برنامه نویسی طبیعی را با عنوان "احمقانه" رد کرد، "آلن پرلیس" نیز مشابها این ایده را رد کرد. مطابق با متدولوژی نامتجانس استفاده شده توسط langpop.com در سال ۲۰۰۸، ۱۲ زبان پرکاربرد عبارتند از: C, C++, C#, Java, JavaScript, Perl, PHP, Python, Ruby, Shell, SQL, and Visual Basic.



المان‌ها
تمام زبان‌های بزنامه نویسی تعدادی بلوک‌های ابتدایی برای توضیح داده و پردازش یا تبدیل آنها(مانند جمع کردن دو عدد با انتخاب یک عضو از یک مجموعه)دارند. این " عناصرابتدایی" بوسیله قوانین معناشناسی و دستوری تعریف می‌شوند که ساختار و معنای مربوطه را توضیح می‌دهند.
دستور(
syntax)

فرم سطحی یک زبان برنامه نویسی دستور آن نامیده می‌شود. غالب زبان‌های برنامه نویسی کاملاً متنی اند؛ و از دنبالهٔ متون شامل کلمات، اعداد، نشانگذاری، بسیار شبیه زبان نوشتاری طبیعی استفاده می‌کنند. از طرف دیگر، برنامه‌هایی نیز وجود دارند که بیشتر گرافیکی اند، و از روابط بصری بین سمبل‌ها برای مشخص کردن برنامه استفاده می‌کنند. دستور یک زبان ترکیبات ممکن سمبل‌ها برای ایجاد یک برنامهٔ درست را از نظر دستوری مشخص می‌کند. معنایی که به یک ترکیب سمبل‌ها داده می‌شود با معناشناسی اداره می‌شود(قراردادی یا نوشته شده در پیاده سازی منبع). از آنجا که اغلب زبان‌ها متنی هستند، این مقاله دستور متنی را مورد بحث قرار می‌دهد.

دستور زبان برنامه نویسی معمولاً بوسیله ترکیب عبارات معین(برای ساختار لغوی) و فرم توضیح اعمال(برای ساختار گرامری) تعریف می‌شوند. متن زیر یک گرامر ساده، به زبان lisp است: expression ::= atom | list atom ::= number | symbol number ::= [+-]?['۰'-'۹']+ symbol ::= ['A'-'Za'-'z'].* list ::= '(' expression* ')' این گرامر موارد ذیل را مشخص می‌کند:

یک عبارت یا atom است و یا یک لیست
یک atom یا یک عدد است و یا یک سمبل
یک عدد دنباله ناشکسته‌ای از یک یا تعداد بیشتری اعداد دهدهی است، که یک علامت مثبت و یا منفی می‌تواند پیش از آن بیاید.
یک سمبل حرفی است که بعد از هیچ یا تعدادی کاراکتر (جز فاصله) می‌آید.
یک لیست تعدادی پرانتز است که می‌تواند صفر یا چند عبارت در خود داشته باشد.

"۱۲۳۴۵"، "()"، "(a b c۲۳۲ (۱))" مثال‌هایی هستند از دنباله‌های خوش فرم در این گرامر.

همه برنامه‌هایی که از لحاظ دستوری درست هستند، از نظر معنا درست نیستند. بسیاری از برنامه‌های درست دستوری، بد فرم اند، با توجه به قوانین زبان؛ و ممکن است (بسته به خصوصیات زبان و درست بودن پیاده سازی) به خطای ترجمه و یا استثنا(exception) منتج شود. در برخی موارد، چنین برنامه‌هایی ممکن است رفتار نامشخصی از خود نشان دهند. حتی اگر یک برنامه در یک زبان به خوبی بیان شده باشد، ممکن است دقیقاً مطلوب نویسنده آن نبوده باشد.

به عنوان مثال در زبان طبیعی، ممکن نیست به برخی از جملات درست از لحاظ گرامری، معنای خاصی اطلاق کرد و یا ممکن است جمله نادرست باشد:

"ایده‌های بی رنگ سبز با خشم می‌خوابند."از نظر دستوری خوش فرم است ولی معنای مورد قبولی ندارد.
"جان یک مجرد متاهل است." از نظر دستوری درست است، ولی معنایی را بیان می‌کند که نمی‌تواند درست باشد.

این قسمت از زبان C از نظر دستوری درست است، اما دستوری را انجام می‌دهد که از نظرمعنایی تعریف نشده است(چون p یک اشاره گر خالی است، عمل p->real,p->im معنای خاصی ندارد.) complex *p = NULL; complex abs_p = sqrt (p->real * p->real + p->im * p->im);

گرامر مورد نیاز برای مشخص کردن یک زبان برنامه نویسی می‌تواند با جایگاهش در "سلسله مراتب چامسکی" طبقه بندی شود. دستور اغلب زبان‌های برنامه نویسی می‌تواند بوسیله یک گرامر نوع ۲ مشخص گردد، برای مثال، گرامرهای مستقل از متن.




معناشناسی ایستا
معناشناسی ایستا محدودیت‌هایی بر روی ساختار مجاز متن‌ها تعیین می‌کند که بیان آنها در فرمول دستوری استاندارد مشکل و یا غیر ممکن است. مهمترین این محدودیت‌ها به وسیله سیستم نوع گذاری انجام می‌شود.


سیستم نوع گذاری
یک سیستم نوع گذاری مشخص می‌کند که یک زبان برنامه نویسی چگونه مقادیر و عبارات را در نوع(type) دسته بندی می‌کند، چگونه می‌تواند آن نوع‌ها را تغییر دهد و رفتار متقابل آن‌ها چگونه‌است. این کارعموما توضیح داده ساختارهایی که می‌توانند در آن زبان ایجاد شوند را شامل می‌شود. طراحی و مطالعه سیستم‌های نوع گذاری بوسیله ریاضیات قراردادی را تئوری نوع گذاری گویند.
زبان‌های نوع گذاری شده و بدون نوع گذاری

یک زبان نوع گذاری شده‌است اگر مشخصات هر عملیات، نوع داده‌های قابل اجرا توسط آن را با نشان دادن نوع‌هایی که برای آنها قابل اجرا نیست، تعیین کند. برای مثال، "این متن درون گیومه قرار دارد" یک رشته‌است. در غالب زبان‌های برنامه نویسی، تقسیم یک رشته با یک عدد معنایی ندارد. در نتیجه غالب زبان‌های برنامه نویسی مدرن ممکن است اجرای این عملیات را توسط برنامه‌ها رد کنند. در برخی زبان‌ها، عبارات بی معنی ممکن است هنگام ترجمه(compile) پیدا شود(چک کننده نوع ایستا)، و توسط کامپایلر رد شود، در حالی که در سایر برنامه‌ها، هنگام اجرا پیدا شود.(چک کننده نوع دینامیک) که به استثنای در حال اجرا منتج شود(runtime exception). حالت خاص زبان‌های نوع دار زبان‌های تک نوعند. این زبان‌ها غالباً اسکریپتی و یا مارک آپ هستند، مانند rexx وSGML و فقط یک داده گونه دارند—غالباً رشته‌های کاراکتری که هم برای داده‌های عددی و هم برای داده‌های سمبلی کاربرد دارند. در مقابل، یک زبان بدون نوع گذاری، مثل اکثر زبان‌های اسمبلی، این امکان را می‌دهد که هر عملیاتی روی هر داده‌ای انجام شود، که معمولاً دنباله‌ای از بیت‌ها با طول‌های متفاوت در نظر گرفته می‌شوند. زبان‌های سطح بالا که بی نوع هستند شامل زبان‌های ساده رایانه‌ای و برخی از انواع زبان‌های نسل چهارم.

در عمل، در حالیکه تعداد بسیار کمی از دیدگاه نظریه نوع، نوع گذاری شده تلقی می‌شوند(چک کردن یا رد کردن تمام عملیات‌ها)، غالب زبان‌های امروزی درجه‌ای از نوع گذاری را فراهم می‌کنند. بسیاری از زبان‌های تولیدکننده راهی را برای گذشتن یا موقوف کردن سیستم نوع فراهم می‌کنند.



نوع گذاری ایستا و متحرک

در نوع گذاری ایستا تمام عبارات نوع‌های خود را قبل از اجرای برنامه تعیین می‌کنند(معمولاً در زمان کامپایل). برای مثال، ۱ و (۲+۲) عبارات عددی هستند؛ آنها نمی‌توانند به تابعی که نیاز به یک رشته دارد داده شوند، یا در متغیری که تعریف شده تا تاریخ را نگه دارد، ذخیره شوند.


زبان‌های نوع گذاری شده ایستا می‌توانند با مانیفست نوع گذاری شوند یا با استفاده از نوع استنباط شوند. در حالت اول، برنامه نویس بیشتر صریحاً نوع‌ها را در جایگاه‌های منتنی مشخص می‌نویسد(برای مثال، در تعریف متغیرها). در حالت دوم، کامپایلر نوع عبارات و تعریف‌ها را بر اساس متن استنباط می‌کند. غالب زبان‌های مسیر اصلی(mainstream) ایستا نوع گذاری شده، مانند C#,C++ و Java، با مانیفست نوع گذاری می‌شوند



نوع گذاری قوی و ضعیف

نوع گذاری ضعیف این امکان را ایجاد می‌کند که با متغیری به جای متغیری دیگر برخورد شود، برای مثال رفتار با یک رشته به عنوان یک عدد. این ویژگی بعضی اوقات ممکن است مفید باشد، اما ممکن است باعث ایجاد برخی مشکلات برنامه شود که موقع کامپایل و حتی اجرا پنهان بمانند.

نوع گذاری قوی مانع رخ دادن مشکل فوق می‌شود. تلاش برای انجام عملیات روی نوع نادرست متغیر منجر به رخ دادن خطا می‌شود. زبان‌هایی که نوع گذاری قوی دارند غالباً با نام "نوع-امن" و یا امن شناخته می‌شوند. تمام تعاریف جایگزین برای "ضعیف نوع گذاری شده" به زبان‌ها اشاره می‌کند، مثل perl, JavaScript, C++، که اجازه تعداد زیادی تبدیل نوع داخلی را می‌دهند. در جاوااسکریپت، برای مثال، عبارت ۲*x به صورت ضمنی x را به عدد تبدیل می‌کند، و این تبدیل موفقیت آمیز خواهد بود حتی اگر x خالی، تعریف نشده، یک آرایه، و یا رشته‌ای از حروف باشد. چنین تبدیلات ضمنی غالباً مفیدند، اما خطاهای برنامه نویسی را پنهان می‌کنند.

قوی و ایستا در حال حاضر عموماً دو مفهوم متعامد فرض می‌شوند، اما استفاده در ادبیات تفاوت دارد، برخی عبارت "قوی نوع گذاری شده" را به کار می‌برند و منظورشان قوی، ایستایی نوع گذاری شده‌است، و یا، حتی گیچ کننده تر، منظورشان همان ایستایی نوع گذاری شده‌است. بنابراین C هم قوی نوع گذاری شده و هم ضعیف و ایستایی نوع گذاری شده نامیده می‌شود.



معناشناسی اجرا

وقتی که داده مشخص شد، ماشین باید هدایت شود تا عملیات‌ها را روی داده انجام دهد. معناشناسی اجرا ی یک زبان تعیین می‌کند که چگونه و چه زمانی ساختارهای گوناگون یک زبان باید رفتار برنامه را ایجاد کنند.

برای مثال، معناشناسی ممکن است استراتژی را که بویسله آن عبارات ارزیابی می‌شوند را تعریف کند و یا حالتی را که ساختارهای کنترلی تحت شرایطی دستورها را اجرا می‌کنند.


کتابخانه هسته
اغلب زبان‌های برنامه نویسی یک کتابخانه هسته مرتبط دارند(گاهی اوقات "کتابخانه استاندارد" نامیده می‌شوند، مخصوصا وقتی که به عنوان قسمتی از یک زبان استاندارد ارائه شده باشد)، که به طور قراردادی توسط تمام پیاده سازی‌های زبان در دسترس قرار گرفته باشند. کتابخانه هسته معمولاً تعریف الگوریتم‌ها، داده ساختارها و مکانیزم‌های ورودی و خروجی پرکاربرد را در خود دارد. کاربران یک زبان، غالباً با کتابخانه هسته به عنوان قسمتی از آن رفتار می‌کنند، اگرچه طراحان ممکن است با آن به صورت یک مفهوم مجزا رفتار کرده باشند. بسیاری از خصوصیات زبان هسته‌ای را مشخص می‌کنند که باید در تمام پیاده سازی‌ها موجود باشند، و در زبان‌های استاندارد شده این کتابخانه هسته ممکن است نیاز باشد. بنابراین خط بین زبان و کتابخانه هسته آن از زبانی به زبان دیگر متفاوت است. درواقع، برخی زبان‌ها به گونه‌ای تعریف شده‌اند که برخی از ساختارهای دستوری بدون اشاره به کتابخانه هسته قابل استفاده نیستند. برای مثالف در جاوا، یک رشته به عنوان نمونه‌ای از کلاس “java.lang.String” تعریف شده است؛ مشابها، در سمال تاک(smalltalk) یک تابع بی نام(یک "بلاک") نمونه‌ای از کلاس BlockContext کتابخانه می‌سازد. بطور معکوس، Scheme دارای چندین زیرمجموعه مرتبط برای ایجاد سایر ماکروهای زبان می‌باشد، و در نتیجه طراحان زبان حتی این زحمت را نیز تحمل نمی‌کنند که بگویند کدام قسمت زبان به عنوان ساختارهای زبان باید پیاده سازی شوند، و کدام یک به عنوان بخشی ازکتابخانه.


عمل
طراحان زبان و کاربران باید مصنوعاتی ایجاد کنند تا برنامه نویسی را در عمل ممکن سازند و کنترل کنند. مهمترین این مصنوعات خصوصیات و پیاده سازی‌های زبان هستند.



خصوصیات

یک زبان برنامه نویسی باید تعریفی فراهم کند که کاربران و پیاده کننده‌های زبان می‌توانند از آن استفاده کنند تا مشخص کنند که رفتار یک برنامه درست است. با داشتن کد منبع: خصوصیات یک زبان برنامه نویسی چندین قالب می‌تواند بگیرد، مانند مثال‌های زیر:

تعریف صریح دستور، معناشناسی ایستا، ومعناشناسی اجرای زبان. درحالیکه دستور معمولاً با یک معناشناسی قراردادی مشخص می‌شود، تعاریف معناشناسی ممکن است در زبان طبیعی نوشته شده باشند (مثل زبان C)، یا معناشناسی قراردادی(مثل StandardML ,Scheme)
توضیح رفتار یک مترجم برای زبان(مثل C,fortran). دستور و معناشناسی یک زبان باید از این توضیح استنتاج شوند، که ممکن است به زبان طبیعی یا قراردادی نوشته شود.
پیاده سازی منبع یا مدل. گاهی اوقات در زبان‌های مشخص شده(مثل: prolog,ANSI REXX).دستور و معناشناسی صریحاً در رفتار پیاده سازی مدل موجودند.


پیاده سازی

پیاده سازی یک زبان برنامه نویسی امکان اجرای آن برنامه را روی پیکربندی مشخصی از سخت‌افزار و نرم‌افزار را فراهم می‌کند. بطور وسیع، دو راه رسیدن به پیاده سازی زبان برنامه نویسی وجود دارد. کامپایل کردن و تفسیر کردن. بطور کلی با هر بک از ابن دو روش می‌توان یک زبان را پیاده سازی کرد.

خروجی یک کامپایلر ممکن است با سخت‌افزار و یا برنامه‌ای به نام مفسر اجرا شود. در برخی پیاده سازی‌ها که از مفسر استفاده می‌شود، مرز مشخصی بین کامپایل و تفسیر وجود ندارد. برای مثال، برخی پیاده سازی‌های زبان برنامه نویسی بیسیک کامپایل می‌کنند و سپس کد را خط به خط اجرا می‌کنند.

برنامه‌هایی که مستقیماً روی سخت‌افزار اجرا می‌شوند چندین برابر سریعتر از برنامه‌هایی که با کمک نرم‌افزار اجرا می‌شوند، انجام می‌شوند.

یک تکنیک برای بهبود عملکرد برنامه‌های تفسیر شده کامپایل در لحظه آن است. در این روش ماشین مجازی، دقیقاً قبل از اجرا، بلوک‌های کدهای بایتی که قرار است استفاده شوند را برای اجرای مستقیم روی سخت‌افزار ترجمه می‌کند.



تاریخچه
پیشرفت‌های اولیه

اولین زبان برنامه نویسی به قبل از رایانه‌های مدرن باز می‌گردد. قرن ۱۹ دستگاه‌های نساجی و متون نوازنده پیانو قابل برنامه نویسی داشت که امروزه به عنوان مثال‌هایی از زبان‌های برنامه نویسی با حوزه مشخص شناخته می‌شوند. با شروع قرن بیستم، پانچ کارت‌ها داده را کد گذاری کردند و پردازش مکانیکی را هدایت کردند. در دهه ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰، صورت گرایی حساب لاندای آلونزو چرچ و ماشین تورینگ آلن تورینگ مفاهیم ریاضی بیان الگوریتم‌ها را فراهم کردند؛ حساب لاندا همچنان در طراحی زبان موثر است.

در دهه ۴۰، اولین رایانه‌های دیجیتال که توسط برق تغذیه می‌شدند ایجاد شدند. اولین زبان برنامه نویسی سطح بالا طراحی شده برای کامپیوتر پلانکالکول بود، که بین سال‌های ۱۹۴۵ و ۱۹۴۳ توسط کنراد زوس برای ز۳ آلمان طراحی شد.

کامپیوترهای اوایل ۱۹۵۰، بطور خاص ÜNIVAC ۱ و IBM ۷۰۱ از برنامه‌های زبان ماشین استفاده می‌کردند. برنامه نویسی زبان ماشین نسل اول توسط نسل دومی که زبان اسمبلی نامیده می‌شوند جایگزین شد. در سال‌های بعد دهه ۵۰، زبان برنامه نویسی اسمبلی، که برای استفاده از دستورات ماکرو تکامل یافته بود، توسط سه زبان برنامه نویسی سطح بالا دیگر: FORTRAN,LISP , COBOL مورد استفاده قرار گرفت. نسخه‌های به روز شده این برنامه‌ها همچنان مورد استفاده قرار می‌گیرند، و هر کدام قویا توسعه زبان‌های بعد را تحت تاثیر قرار دادند. در پایان دهه ۵۰ زبان algol ۶۰ معرفی شد، و بسیاری از زبان‌های برنامه نویسی بعد، با ملاحظه بسیار، از نسل algol هستند. قالب و استفاده از زبان‌های برنامه نویسی به شدت متاثر از محدودیت‌های رابط بودند.



پالایش

دوره دهه ۶۰ تا اواخر دهه ۷۰ گسترش مثال‌های عمده زبان پرکاربرد امروز را به همراه داشت. با این حال بسیاری از جنبه‌های آن بهینه سازی ایده‌های اولیه نسل سوم زبان برنامه نویسی بود:

APL برنامه نویسی آرایه‌ای را معرفی کرد و برنامه نویسی کاربردی را تحت تاثیر قرار داد.
PL/i(NPL) دراوایل دهه ۶۰ طراحی شده بود تا ایده‌های خوب فورترن و کوبول را بهم پیوند دهد.
در دهه ۶۰، Simula اولین زبانی بود که برنامه نویسی شئ گرا را پشتیبانی می‌کرد، در اواسط دهه۷۰. Smalltalk به دنبال آن به

عنوان اولین زبان کاملاً شئ گرا معرفی شد.

C بین سال‌های ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۳ به عنوان زبان برنامه نویسی سیستمی طراحی شد و همچنان محبوب است.
Prolog، طراحی شده در ۱۹۷۲، اولین زبان برنامه نویسی منطقی بود.
در ۱۹۷۸ ML سیستم نوع چند ریخت روی لیسپ ایجاد کرد، و در زبان‌های برنامه نویسی کاربردی ایستا نوع گذاری شده پیشگام شد.

هر یک از این زبان‌ها یک خانواده بزرگ از وارثین از خود به جای گذاشت، و مدرنترین زبان‌ها از تبار حداقل یکی از زبان‌های فوق به شمار می‌آیند.

دهه‌های ۶۰ و ۷۰ مناقشات بسیاری روی برنامه نویسی ساخت یافته به خود دیدند، و اینکه آیا زبان‌های برنامه نویسی باید طوری طراحی شوند که آنها را پشتیبانی کنند.

"ادسگر دیکسترا" در نامه‌ای معروف در ۱۹۶۸ که در ارتباطات ACM منتشر شد، استدلال کرد که دستورgoto باید از تمام زبان‌های سطح بالا حذف شود.

در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ توسعهٔ تکنیک‌هایی صورت گرفت که اثر یک برنامه را کاهش می‌داد و در عین حال بهره وری برنامه نویس و کاربر را بهبود بخشید. دسته کارت برای ۴GL اولیه بسیار کوچکتر از برنامهٔ هم سطح بود که با ۳GL deck نوشته شده بود.




یکپارچگی و رشد

دهه ۸۰ سال‌های یکپارچگی نسبی بود. C++ برنامه نویسی شئ گرا و برنامه نویسی سیستمی را ترکیب کرده بود. ایالات متحده ایدا(زبان برنامه نویسی سیستمی که بیشتر برای استفاده توسط پیمان کاران دفاعی بود) را استاندارد سازی کرد. در ژاپن و جاهای دیگر، هزینه‌های گزافی صرف تحقیق در مورد زبان نسل پنجم می‌شد که دارای ساختارهای برنامه نویسی منطقی بود. انجمن زبان کاربردی به سمت استانداردسازی ML و Lisp حرکت کرد. به جای ایجاد مثال‌های جدید، تمام این تلاش‌ها ایده‌هایی که در دهه‌های قبل حلق شده بودند را بهتر کرد.

یک گرایش مهم در طراحی زبان در دهه ۸۰ تمرکز بیشتر روی برنامه نویسی برای سیستم‌های بزرگ از طریق مدول‌ها، و یا واحدهای کدهای سازمانی بزرگ مقیاس بود. مدول-۲، ایدا. و ML همگی سیستم‌های مدولی برجسته‌ای را در دهه ۸۰ توسعه دادند. با وجود اینکه زبان‌های دیگر، مثل PL/i، پشتیبانی بسیار خوبی برای برنامه نویسی مدولی داشتند. سیستم‌های مدولی غالباً با ساختارهای برنامه نویسی عام همراه شده‌اند.

رشد سریع اینترنت در میانه دهه ۹۰ فرصت‌های ایجاد زبان‌های جدید را فراهم کرد. Perl، در اصل یک ابزار نوشتن یونیکس بود که اولین بار در سال ۱۹۸۷ منتشر شد، در وب‌گاه‌های دینامیک متداول شد. جاوا برای برنامه نویسی جنب سروری مورد استفاده قرار گرفت. این توسعه‌ها اساساً نو نبودند، بلکه بیشتر بهینه سازی شده زبان و مثال‌های موجود بودند، و بیشتر بر اساس خانواده زبان برنامه نویسی C بودند. پیشرفت زبان برنامه نویسی همچنان ادامه پیدا می‌کند، هم در تحقیقات و هم در صنعت. جهت‌های فعلی شامل امنیت و وارسی قابلیت اعتماد است، گونه‌های جدید مدولی(mixin، نماینده‌ها، جنبه‌ها) و تجمع پایگاه داده.

۴GLها نمونه‌ای از زبان‌هایی هستند که محدوده استفاده آنها مشخص است، مثل SQL. که به جای اینکه داده‌های اسکالر را برگردانند، مجموعه‌هایی را تغییر داده و بر می‌گردانند که برای اکثر زبان‌ها متعارفند. Perl برای مثال، با "مدرک اینجا" خود می‌تواند چندین برنامه ۴GL را نگه دارد، مانند چند برنامه جاوا سکریبت، در قسمتی از کد پرل خود و برای پشتیبانی از چندین زبان برنامه نویسی با تناسب متغیر در "مدرک اینجا" استفاده کند.




سنجش استفاده از زبان

مشکل است که مشخص کنیم کدام زبان برنامه نویسی بیشتر مورد استفاده‌است، و اینکه کاربرد چه معنی می‌دهد با توجه به زمینه تغییر می‌کند. یک زبان ممکن است زمان بیشتری از برنامه نویس بگیرد، زبان دیگر ممکن است خطوط بیشتری داشته باشد، و دیگری ممکن است زمان بیشتری از پردازنده را مصرف کند. برخی زبان‌ها برای کاربردهای خاص بسیار محبوبند. برای مثال: کوبول همچنان در مراکزداده متحد، غالباً روی کامپیوترهای بزرگ توانا است؛ fortran در مهندسی برنامه‌های کاربردی، C در برنامه‌های تعبیه شده و سیستم‌های عامل؛ و بقیه برنامه‌ها معمولاً برای نوشتن انواع دیگر برنامه‌ها کاربرد دارند. روش‌های مختلفی برای سنجش محبوبیت زبان‌ها، هر یک متناسب یا یک ویژگی محوری متفاوت پیشنهاد شده‌است:

شمارش تعداد تبلیغات شغلی که از آن زبان نام می‌برند.
تعداد کتاب‌های آموزشی و شرح دهندهٔ آن زبان که فروش رفته‌است.
تخمین تعداد خطوطی که در آن زبان نوشته شده اند- که ممکن است زبان‌هایی را که در جستجوها کمتر پیدا می‌شوند دست کم گرفته شوند.
شمارش ارجاع‌های زبان(برای مثال، به اسم زبان) در موتورهای جستجوهای اینترنت.

طبقه بندی‌ها هیچ برنامه غالبی برای دسته بندی زبان‌های برنامه نویسی وجود ندارد. یک زبان مشخص معمولاً یک زبان اجدادی ندارد. زبان‌ها معمولاً با ترکیب المان‌های چند زبان پیشینه بوجود می‌آیند که هربار ایده‌های جدید درگردشند. ایده‌هایی که در یک زبان ایجاد می‌شوند در یک خانواده از زبان‌های مرتبط پخش می‌شوند، و سپس از بین خلاهای بین خانواده‌ها منتقل شده و در خانواده‌های دیگر ظاهر می‌شوند.

این حقیقت که این دسته بندی ممکن است در راستای محورهای مختلف انجام شوند، این وظیفه را پیچیده تر می‌کند؛ برای مثال، جاوا هم یک زبان شیءگرا(چون به برنامه نویسی شیءگرا تشویق می‌کند) و زبان همزمان(چون ساختارهای داخلی برای اجرای چندین جریان موازی دارد) است. پایتون یک زبان اسکریپتی شیءگراست.

در نگاه کلی، زبان‌های برنامه نویسی به مثال‌های برنامه نویسی و یک دسته بندی بر اساس محدوده استفاده تقسیم می‌شوند. مثال‌ها شامل برنامه نویسی رویه‌ای، برنامه نویسی شیءگرا، برنامه نویسی کاربردی، وبرنامه نویسی منطقی؛ برخی زبان‌ها ترکیب چند مثالند. یک زبان اسمبلی مثالی از یک مدل مستقیم متضمن معماری ماشین نیست. با توجه به هدف، زبان‌های برنامه نویسی ممکن است همه منظوره باشند، زبان‌های برنامه نویسی سیستمی، زبان‌های اسکریپتی، زبان‌های محدوده مشخص، زبان‌های همزمان/ گسترده(و یا ترکیب اینها). برخی زبان‌های همه منظوره تا حد زیادی برای اهداف آموزشی طراحی شده‌اند.

یک زبان برنامه نویسی ممکن است با فاکتورهای غیر مرتبط به مثال‌های برنامه نویسی دسته بندی شود. برای مثال، غالب زبان‌های برنامه نویسی کلمات کلیدی زبان انگلیسی را استفاده می‌کنند، در حالیکه تعداد کمی این کار را نمی‌کنند. سایر زبان‌ها ممکن است براساس داخلی بودن یا نبودن دسته بندی شوند.
ساعت : 7:46 pm | نویسنده : admin | طراحی وب امیر | مطلب قبلی
طراحی وب امیر | next page | next page